خرید بک لینک
زمان داره عین برق و باد میگذره هنوزم باورم نمیشه که آخرین ماه زمستون شروع شدهامروز خیلی شلوغ بود بیشتر با بحث و دعوا گذشت دیدن لحظه ای قیمتا .. قبلا که سرکار نمیرفتم با خودم میگفتم من اگه میخواستم چیزی بفروشم اصلا قیمت دلار و دخیل نمیکردمولی امروز بهم ثابت شد دست من نیست برای خرید یه lcd گوشی ساده ، قیمتی که بهم میدن فقط ۱۰ دقیقه اعتبار داره اونوقت منِ فروشنده چجوری به مشتریم قیمت بدم ...دلم برای خودم که آرزوهام داره پودر میشه با مردم صبورم میسوزه و هرروز بیشتر تو خودم گُم میشمهمکارم ازم پرسید خوبی؟ و واقعا نمیدونم توقع داشت بگم خوبم؟ خنده داره مگه کسی ام هست تو این روزا که خوب باشهاز نظر ذهنی به شدت خستم ، از نظر جسمی ۱ ماهه که سرماخوردم و خوب نمیشم نمیدونم چرا داعم در حال سردرد و آبریزش بینی ام ...چند ثانیه کوتاه از امروزم و هیچوقت یادم نمیره ، تنها نقطه روشن یکم اسفند ماه ۱۴۰۱ برام ، آغوش تو بود ، فرفری من ...

برچسب: نویسنده: نگار حیدریان تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 20:29

تو عالم خودم غرق بودم که آهنگ پرسه از گروه the ways پخش شد ..یادم اومد که دیروز همین ساعتا بود که بهم زنگ زد بین دو راهی جواب دادن و ندادن ، دومی و انتخاب کردمتصمیم گرفتم پرونده چندین ساله ی آقای سبز و ببندم ، تلاش هام و صبر هایی که کردم برام کافی بود ، و من بین جنگیدن و رفتن ، باز هم دومی و انتخاب کردمو کم کم دارم به این نتیجه میرسم که انتخاب دوم در اکثر مواقع بهترین انتخابه چون با توجه به اتفاقات و تجربه ها انجامش میدم.اسفند برای من همیشه ماه خیلی شلوغیه ، انگار تمام کارهای ۱۱ ماه گذشته رو فقط میزارم ماه آخر انجام بدم ، ولی شیرینم هست چون تولد زیباترین شخص زندگیم تو این ماهِ ( مادرم ) ...با توجه به تصمیمای قطعی که میگیرم دارم خودمم حس میکنم که بزرگ شدم ، نمیدونم خوشحال باشم که تو هر بحثی عقلم پیروز میشه یا نه ، گاهی حس میکنم احساسم باهام قهرِ و وجودم و ترک کردهصدایِ پایِ بهار و میشنوم ، امیدوارم امسال برای هممون یه سبد خوشبختی بیاره...

برچسب: نویسنده: نگار حیدریان تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 20:29

صفحه بندی